مقاله اول: ایمان در میان ترس و بحران
چگونه میتوانیم در شرایط دشوار همچنان به خداوند اعتماد کنیم؟
گاهی زندگی ما را در موقعیتهایی قرار میدهد که برای آنها آماده نیستیم. ممکن است با بیماری، مشکلات خانوادگی، نگرانی برای آینده فرزندان، فشارهای اقتصادی یا شرایطی روبهرو شویم که از کنترل ما خارج هستند. در چنین لحظاتی، حتی اگر سالها به خداوند ایمان داشته باشیم، ممکن است ترس و نگرانی قلب ما را فرا بگیرد. دعا میکنیم، اما هنوز پاسخی نمیبینیم. تلاش میکنیم، اما شرایط تغییر نمیکند. به وعدههای خداوند ایمان داریم، اما نمیدانیم فردا چه اتفاقی خواهد افتاد
در این میان، پرسشی عمیق در ذهن ما شکل میگیرد: چگونه میتوانیم در شرایط دشوار، زمانی که ترس و نگرانی بر زندگی ما سایه میاندازند، همچنان به خداوند اعتماد کنیم؟
آیا ایمان واقعی به معنای نترسیدن است؟ آیا کسی که به خداوند اعتماد دارد، نباید دچار اضطراب، اندوه یا تردید شود؟ و اگر خداوند با ماست، چرا گاهی اجازه میدهد از مسیرهایی عبور کنیم که سرشار از درد و ناامنی هستند؟
برای پاسخ به این پرسشها، به زندگی داوود نگاه میکنیم؛ مردی که ایمان او نه در آرامش و آسایش، بلکه در میان خطر، انتظار، شکست و اندوه نیز شکل گرفت. داوود در دورههای مختلف زندگیاش با شرایطی کاملاً متفاوت روبهرو شد. زمانی شبانی جوان بود که دیگران او را برای پادشاهی در نظر نمیگرفتند. زمانی در برابر جلیات ایستاد، درحالیکه سپاه اسرائیل از ترس متوقف شده بود. سالها بعد نیز، هنگامی که پادشاه شده بود، با چشمانی گریان از اورشلیم گریخت؛ زیرا پسر خودش، ابشالوم، علیه او شورش کرده بود
این سه تجربه به ما نشان میدهند که ایمان همیشه به یک شکل ظاهر نمیشود. گاهی ایمان در وفاداری به مسئولیتهای کوچک دیده میشود؛ گاهی در شجاعت برای روبهرو شدن با خطر؛ و گاهی در اشکهایی که همراه با دعا به حضور خداوند آورده میشوند. ایمان بالغ به معنای زندگی بدون ترس و رنج نیست؛ بلکه به معنای آموختن اعتماد به خداوند، حتی زمانی است که پاسخ همه پرسشهایمان را نمیدانیم
در این مقاله، سه درس مهم از زندگی داوود را بررسی میکنیم: نگاه خداوند به قلب انسان، اهمیت یادآوری وفاداری او در گذشته، و حفظ رابطه با خداوند در روزهای اندوه و شکست
متون اصلی کتابمقدس: اول سموئیل ۱۶–۱۷؛ دوم سموئیل ۱۵–۱۸؛ مزامیر ۳ و ۶۳
۱. خداوند به قلب انسان نگاه میکند؛ ایمان از درون آغاز میشود
متن اصلی: اول سموئیل ۱۶:۷
«انسان به ظاهر مینگرد، اما خداوند به دل مینگرد.» (ترجمه مفهومی)
در زندگی روزمره، ما اغلب انسانها را بر اساس آنچه میبینیم ارزیابی میکنیم: موفقیت، تحصیلات، موقعیت اجتماعی، توانایی سخن گفتن یا تأثیری که بر دیگران میگذارند. اما یکی از مهمترین درسهای زندگی داوود این است که معیار خداوند برای شناخت انسان با معیارهای ظاهری ما تفاوت دارد. در روایت انتخاب داوود، خداوند توجه سموئیل را از ظاهر به قلب انسان معطوف میکند. این موضوع تنها درباره انتخاب یک پادشاه نیست؛ بلکه حقیقتی عمیق درباره رابطه انسان با خداوند آشکار میسازد
تفسیر الهیاتی: قلب در کتابمقدس به چه معناست؟
در زبان عبری عهد عتیق، واژه «قلب» تنها به احساسات اشاره نمیکند. قلب مرکز اندیشه، اراده، تصمیمگیری و جهتگیری اخلاقی انسان نیز به شمار میرود. بنابراین، وقتی کتابمقدس میگوید خداوند به قلب نگاه میکند، منظور صرفاً این نیست که خدا احساسات درونی انسان را میبیند؛ بلکه او انگیزهها، نیتها و جهت زندگی انسان را نیز میشناسد. این حقیقت در امثال ۴:۲۳ نیز دیده میشود؛ جایی که بر مراقبت از دل تأکید شده است، زیرا سرچشمه رفتار و مسیر زندگی انسان با آن ارتباط دارد
بااینحال، انتخاب داوود به معنای بیگناه بودن او نبود. زندگی بعدی داوود نشان میدهد که حتی شخصی که خداوند او را برای مسئولیتی مهم انتخاب کرده است، همچنان نیازمند فروتنی، اصلاح و توبه است. انتخاب الهی، جایگزین رشد شخصیت نمیشود
ارتباط با زندگی امروز
گاهی انسان احساس میکند دیده نمیشود؛ زحماتش در خانواده، محیط کار یا کلیسا مورد توجه قرار نمیگیرد. ممکن است مادری سالها برای فرزندانش تلاش کند، اما احساس کند کارهای روزانهاش ارزش چندانی ندارد. ممکن است شخصی در کلیسا بدون داشتن عنوان یا جایگاه رسمی، با وفاداری به دیگران خدمت کند. داستان داوود یادآوری میکند که ارزش خدمت انسان تنها به میزان دیده شدن آن وابسته نیست.
اما این حقیقت نباید به معنای بیاهمیت بودن مسئولیتپذیری یا تواناییهای عملی تفسیر شود. خداوند به قلب نگاه میکند، ولی شخصیت درونی باید در رفتار، عدالت، صداقت و محبت نیز آشکار شود
پرسشی برای تأمل: آیا بیشتر نگران تصویری هستم که دیگران از من میبینند یا شخصیتی که در حضور خداوند پرورش میدهم؟

۲. ایمان بالغ، وفاداری خداوند را در گذشته به یاد میآورد
داستان داوود و جلیات؛ شجاعت در برابر ترس
متن اصلی: اول سموئیل ۱۷:۱–۵۰
پس از انتخاب داوود، کتاب اول سموئیل یکی از شناختهشدهترین داستانهای عهد عتیق را روایت میکند: رویارویی داوود با جلیات. فلسطینیان و اسرائیلیان در دو سوی درهای اردو زده بودند. از میان سپاه فلسطینیان، جنگجویی به نام جلیات بیرون میآمد و سپاه اسرائیل را به مبارزه دعوت میکرد. او مردی جنگآزموده و مجهز به سلاح و زره بود. حضورش در میدان نبرد، ترس شدیدی در میان سربازان اسرائیل ایجاد کرده بود
کتابمقدس میگوید شائول و تمام اسرائیلیان با شنیدن سخنان جلیات، هراسان شدند (اول سموئیل ۱۷:۱۱). این وضعیت چهل روز ادامه یافت. داوود در آن زمان برای رساندن آذوقه و خبر گرفتن از برادرانش به اردوگاه آمده بود. هنگامی که سخنان جلیات را شنید، واکنش او با دیگران متفاوت بود. داوود خطر را نادیده نمیگرفت، اما نگاه او تنها بر قدرت دشمن متمرکز نبود
او به یاد آورد که هنگام شبانی چگونه با شیر و خرس روبهرو شده و از گوسفندان محافظت کرده بود. داوود به شائول گفت: «خداوندی که مرا از چنگ شیر و خرس رهانید، مرا از دست این فلسطینی نیز خواهد رهانید» (اول سموئیل ۱۷:۳۷، بازگویی مفهومی). این سخنان یکی از مهمترین لحظات داستان است. داوود در برابر بحرانی تازه قرار داشت، اما برای شناخت وفاداری خداوند، به تجربههای گذشته خود نگاه کرد
شائول تلاش کرد زره و تجهیزات جنگی خود را به داوود بدهد، اما داوود نتوانست با آنها حرکت کند؛ زیرا به استفاده از آن تجهیزات عادت نداشت. او عصای شبانی، فلاخن و پنج سنگ صاف برداشت و به سوی جلیات رفت. داوود اعلام کرد که نبرد را تنها بر اساس شمشیر و نیزه نمیبیند، بلکه به خداوند اعتماد دارد (اول سموئیل ۱۷:۴۵–۴۷). سپس با فلاخن سنگی پرتاب کرد که به پیشانی جلیات اصابت کرد و او را بر زمین انداخت. پیروزی داوود، نقطه عطفی در داستان او شد
تفسیر الهیاتی: تفاوت ایمان داوود و ترس شائول
در این روایت، تفاوت داوود و شائول تنها در میزان شجاعت شخصی آنها نیست. شائول پادشاه و فرمانده سپاه بود. او از جایگاه، تجربه و امکانات نظامی برخوردار بود، اما در برابر تهدید جلیات دچار ترس شد. داوود از نظر موقعیت اجتماعی و تجربه جنگی در جایگاه پایینتری قرار داشت، اما بحران را از زاویه دیگری میدید. او وفاداری خداوند در گذشته را به یاد آورد و بر اساس آن تصمیم گرفت
داوود زمانی که شبان بود، بارها برای محافظت از گوسفندان پدرش با خطر روبهرو شده بود. هنگامی که شیر یا خرس به گله حمله میکرد، داوود برای نجات گوسفندان با آنها مقابله میکرد و باور داشت که خداوند او را از آن خطرها رهانیده است. اکنون، در برابر جلیات، داوود همان تجربهها را به یاد آورد. او به شائول گفت: «خداوندی که مرا از چنگ شیر و خرس رهانید، مرا از دست این فلسطینی نیز خواهد رهانید» (اول سموئیل ۱۷:۳۷، ترجمه مفهومی)
نکته مهم این است که داوود به گذشته نگاه کرد، اما به قدرت و شجاعت خودش افتخار نکرد؛ بلکه وفاداری خداوند را به یاد آورد. مرکز اعتماد داوود خودش، تواناییهایش یا تجربههای گذشتهاش نبود؛ بلکه خداوندی بود که در آن تجربهها او را یاری کرده بود. این یکی از ویژگیهای ایمان بالغ است: به یاد آوردن وفاداری خداوند در گذشته و اجازه دادن به این شناخت تا شیوه روبهرو شدن ما با بحرانهای امروز را شکل دهد
در الهیات عهد عتیق، یادآوری اعمال خداوند موضوعی بسیار مهم است. برای مثال، در تثنیه ۸، قوم اسرائیل فراخوانده میشود که مسیر گذشته خود و هدایت خداوند را فراموش نکند. یادآوری در کتابمقدس فقط مرور خاطرات نیست؛ بلکه راهی برای تجدید اعتماد و جهت دادن به تصمیمهای امروز است. داوود به گذشته نگاه کرد، نه برای افتخار کردن به قدرت خودش، بلکه برای به یاد آوردن خداوندی که در گذشته او را یاری کرده بود. این تفاوت مهمی میان اعتماد به نفس و اعتماد به خداوند است
ایمان بالغ، تجربههای گذشته را به فرصتی برای شناخت عمیقتر وفاداری خداوند تبدیل میکند
آیا ایمان به معنای نداشتن ترس است؟
داستان داوود و جلیات گاهی به شکلی بیان میشود که گویی انسان ایماندار هرگز نباید بترسد. اما چنین برداشتی با تمام شهادت کتابمقدس هماهنگ نیست. در مزامیر منسوب به داوود، بارها با ترس، اضطراب، اندوه و درخواست کمک روبهرو میشویم. برای نمونه، مزمور ۵۶:۳ بیان میکند که در زمان ترس نیز میتوان به خداوند اعتماد کرد. بنابراین، شجاعت ایمانی الزاماً به معنای نبود ترس نیست؛ بلکه به معنای آن است که ترس تنها عامل تعیینکننده تصمیمهای انسان نباشد
همچنین نباید از پیروزی داوود نتیجه گرفت که هرکس ایمان کافی داشته باشد، حتماً از بیماری، مشکلات مالی یا هر بحران دیگری به شکلی معجزهآسا نجات خواهد یافت. کتابمقدس چنین وعدهای برای همه شرایط نمیدهد. اعتماد به خداوند به معنای اطمینان به حضور و وفاداری اوست، حتی زمانی که نتیجه رویدادها مطابق انتظار ما نباشد
ارتباط با زندگی امروز
امروز جلیات زندگی ما ممکن است یک جنگجوی مسلح نباشد. گاهی بحران در قالب بیماری، نگرانی درباره آینده فرزندان، مشکلات اقتصادی، اختلافات خانوادگی یا ترس از شکست ظاهر میشود. ممکن است شخصی با شنیدن یک تشخیص پزشکی، احساس کند تمام آیندهاش نامعلوم شده است یا پدر و مادری درباره سلامت، تربیت یا آینده فرزندشان نگران باشند. در چنین شرایطی، داستان داوود ما را دعوت نمیکند که مشکلات را کوچک بشماریم یا از کمک گرفتن خودداری کنیم؛ بلکه یادآوری میکند که بحران امروز، تمام داستان زندگی ما نیست
میتوانیم به گذشته نگاه کنیم و بپرسیم: خداوند در چه موقعیتهایی به من قوت داده است؟ چه زمانی در میان دشواریها تنها نماندهام؟ چه تجربههایی به من آموختهاند که میتوانم در شرایط سخت نیز ادامه دهم؟ یادآوری وفاداری خداوند باید همراه با تصمیمگیری مسئولانه باشد؛ از جمله مشورت، دریافت کمک تخصصی و استفاده درست از امکانات موجود
درس اصلی: ایمان بالغ به معنای انکار واقعیت بحران نیست؛ بلکه به معنای روبهرو شدن با آن، همراه با یادآوری وفاداری خداوند است
پرسشی برای تأمل: وقتی با مشکلی بزرگ روبهرو میشوم، آیا فقط بر بزرگی مشکل تمرکز میکنم یا تجربههای گذشته از حضور و یاری خداوند را نیز به یاد میآورم؟

۳. ایمان واقعی در روزهای اندوه و شکست نیز ادامه پیدا میکند
داستان فرار داوود از ابشالوم؛ پادشاهی که با چشمان گریان اورشلیم را ترک کرد
متون اصلی: دوم سموئیل ۱۵–۱۸؛ مزمور ۳
سالها پس از پیروزی داوود بر جلیات، زندگی او با بحران دیگری روبهرو شد. اما این بار دشمن از میان سپاه بیگانه نبود؛ بحران از درون خانواده خودش برخاست. ابشالوم، پسر داوود، بهتدریج حمایت گروهی از مردم اسرائیل را به دست آورد. طبق دوم سموئیل ۱۵، او در کنار دروازه شهر میایستاد، به شکایتهای مردم گوش میداد و تلاش میکرد اعتماد آنان را جلب کند. در نهایت، ابشالوم علیه پدرش شورش کرد و ادعای پادشاهی نمود
داوود که سالها پیش در برابر جلیات ایستاده بود، اکنون مجبور شد اورشلیم را ترک کند. این بار او نه یک جوان شبان، بلکه پادشاهی باتجربه بود که با فروپاشی امنیت سیاسی و خانوادگی خود روبهرو میشد. دوم سموئیل ۱۵:۳۰ تصویری بسیار تأثیرگذار ارائه میدهد: داوود در حالی که گریه میکرد، از کوه زیتون بالا میرفت. سرش پوشیده بود و پابرهنه حرکت میکرد. همراهانش نیز میگریستند
این صحنه، چهره دیگری از داوود را آشکار میکند. همان شخصی که در جوانی با شجاعت در برابر جلیات ایستاد، اکنون در برابر خیانت و رنج خانوادگی اشک میریخت
تفسیر الهیاتی: ایمان و اندوه در تضاد نیستند
یکی از نکات مهم این روایت آن است که کتابمقدس اندوه داوود را پنهان نمیکند. داوود نه احساسات خود را انکار میکند و نه تلاش میکند همیشه چهرهای شکستناپذیر از خود نشان دهد. او در شرایطی دردناک قرار گرفته بود و رنج خود را آشکارا تجربه میکرد. در سنت کتابمقدسی، گریه و سوگواری نشانه نبود ایمان نیست. مزامیر نشان میدهند که انسان میتواند در حضور خداوند از ترس، خستگی، تنهایی و اندوه سخن بگوید
مزمور ۳ در عنوان سنتی خود با فرار داوود از ابشالوم پیوند داده شده است. این مزمور با بیان فراوانی دشمنان آغاز میشود، اما در ادامه از خداوند بهعنوان پشتیبان و نگهدارنده یاد میکند. حرکت این مزمور از بیان بحران به سوی اعتماد، نمونهای از ساختار دعاهای سوگواری در کتاب مزامیر است. این دعاها به ما یاد میدهند که برای نزدیک شدن به خداوند لازم نیست ابتدا تمام احساسات دشوار خود را برطرف کنیم. میتوانیم با همان ترس، اشک و پرسشهایی که داریم به حضور او برویم
داوود و صندوق عهد؛ اعتماد بدون تلاش برای کنترل خداوند
یکی از بخشهای مهم این داستان در دوم سموئیل ۱۵:۲۴–۲۶ آمده است. هنگامی که داوود از اورشلیم خارج میشد، کاهنان صندوق عهد خداوند را همراه آورده بودند، اما داوود دستور داد آن را به شهر بازگردانند. او گفت اگر در نظر خداوند مقبول باشد، خداوند او را بازخواهد گرداند؛ و اگر نه، آماده است با اراده او روبهرو شود
این تصمیم اهمیت الهیاتی عمیقی دارد. داوود تلاش نکرد صندوق عهد را به ابزاری برای تضمین پیروزی سیاسی خود تبدیل کند. او در شرایطی که آینده نامعلوم بود، نتیجه را به خداوند سپرد. این موضوع نشان میدهد که اعتماد واقعی به خداوند با تلاش برای کنترل او تفاوت دارد. گاهی انسان میخواهد با دعا، خدمت یا انجام اعمال مذهبی، نتیجهای مشخص را تضمین کند. اما رابطه با خداوند یک معامله نیست
اعتماد بالغ یعنی در عین دعا کردن، تلاش کردن و مسئولیتپذیر بودن، بپذیریم که نمیتوانیم تمام نتایج زندگی را کنترل کنیم
ارتباط با زندگی امروز
شکستها و بحرانهای زندگی همیشه از بیرون نمیآیند. گاهی عمیقترین دردها از روابط نزدیک سرچشمه میگیرند: اختلاف با همسر، فاصله گرفتن فرزندان، بیاعتمادی میان اعضای خانواده یا تجربه خیانت از سوی شخصی نزدیک. در چنین شرایطی ممکن است انسان احساس کند ایمانش ضعیف شده است، زیرا دیگر مانند گذشته آرامش ندارد. اما داستان داوود نشان میدهد که گریه، اندوه و نیاز به کمک با ایمان ناسازگار نیستند
ایمان میتواند در قالب یک دعای کوتاه، درخواست کمک از شخصی قابل اعتماد، گفتوگو با مشاور یا ادامه دادن مسئولانه زندگی در میان دشواریها ظاهر شود. البته اعتماد به خداوند به معنای تحمل خشونت، سوءاستفاده یا شرایط خطرناک بدون اقدام نیست. حفاظت از خود و دیگران و دریافت کمک مناسب نیز بخشی از مسئولیتپذیری است
ارتباط با مزمور ۶۳
عنوان سنتی مزمور ۶۳ آن را به زمانی نسبت میدهد که داوود در بیابان یهودا بود. کتابمقدس مشخص نمیکند که این مزمور دقیقاً در زمان فرار از ابشالوم سروده شده است. بااینحال، مضمون آن با تجربههای داوود در بیابان و دوران دشواری هماهنگ است. در این مزمور، نویسنده تشنگی روح خود را برای حضور خداوند بیان میکند. تصویر تشنگی در سرزمینی خشک، نمادی نیرومند از نیاز انسان به خداوند است
گاهی انسان در زندگی همه پاسخها را ندارد، اما همچنان میتواند حضور خداوند را بجوید. ایمان تنها در لحظات پیروزی و موفقیت رشد نمیکند؛ گاهی در زمان انتظار، تنهایی و ناتوانی نیز عمیقتر میشود
درس اصلی: رابطه با خداوند فقط برای روزهای موفقیت نیست. میتوانیم در روزهای اندوه و شکست نیز با صداقت، دعا و اعتماد به حضور او ادامه دهیم
پرسشی برای تأمل: وقتی زندگی مطابق انتظارم پیش نمیرود، آیا میتوانم با صداقت درباره ترس و اندوه خود با خداوند سخن بگویم؟
سه حقیقت مهم برای زندگی ایمانی امروز
داستانهای انتخاب داوود، رویارویی با جلیات و فرار از ابشالوم در دورههای متفاوت زندگی او رخ دادند، اما این سه تجربه در کنار یکدیگر تصویری عمیق از رشد ایمان ارائه میکنند
نخست: ارزش انسان تنها به آنچه دیگران میبینند وابسته نیست
داوود پیش از آنکه پادشاه شود، شبانی جوان بود که در میان برادرانش جایگاه برجستهای نداشت. خداوند به سموئیل آموخت که ظاهر انسان معیار نهایی شناخت او نیست. این حقیقت ما را دعوت میکند تا به جای تمرکز صرف بر موفقیت بیرونی، به پرورش شخصیت، صداقت و وفاداری توجه کنیم
دوم: تجربههای گذشته میتوانند ایمان امروز را تقویت کنند
داوود هنگام رویارویی با جلیات، وفاداری خداوند در گذشته را به یاد آورد. ما نیز میتوانیم تجربههای خود را مرور کنیم و از آنها برای رشد اعتماد، امید و پایداری استفاده کنیم. اما این یادآوری به معنای تضمین نتیجهای خاص نیست؛ بلکه ما را برای مواجهه مسئولانه با آینده تقویت میکند
سوم: ایمان بالغ اجازه میدهد انسان در حضور خداوند آسیبپذیر باشد
داوود در برابر جلیات شجاع بود، اما هنگام فرار از ابشالوم گریست. این دو تصویر با یکدیگر تناقض ندارند. ایمان واقعی هم میتواند شجاعت داشته باشد و هم اشک بریزد. بلوغ روحانی به معنای پنهان کردن ضعفها نیست؛ بلکه به معنای صداقت در برابر خداوند و پذیرش نیاز خود به فیض، هدایت و کمک است
نتیجهگیری: در میان بحران، خداوند را فراموش نکنیم
زندگی داوود به ما یادآوری میکند که ایمان یک تجربه ثابت و بدون تغییر نیست؛ بلکه رابطهای زنده با خداوند است که در شرایط گوناگون زندگی آزموده و پرورش داده میشود. داوود در جوانی آموخت که خداوند به قلب انسان نگاه میکند. در برابر جلیات، وفاداری خداوند در گذشته را به یاد آورد و در روزهای تلخ شورش ابشالوم نشان داد که انسان میتواند با وجود اندوه و عدم اطمینان، همچنان خداوند را بجوید
ما نیز ممکن است در دورههایی از زندگی احساس کنیم دیده نمیشویم، با مشکلی بزرگ روبهرو شدهایم یا چیزی ارزشمند را از دست دادهایم. داستان داوود وعده نمیدهد که زندگی ایماندار همیشه آسان خواهد بود، اما ما را دعوت میکند که در میان ترس، بحران و اندوه، رابطه خود را با خداوند حفظ کنیم
ایمان بالغ تنها در پیروزی شناخته نمیشود؛ بلکه در شیوه اعتماد کردن، دعا کردن و ادامه دادن در روزهای دشوار نیز آشکار .میشود
پرسشهایی برای مطالعه فردی یا گفتوگوی گروهی
۱. در زندگی خود بیشتر به چه چیزهایی برای سنجش ارزش انسان توجه میکنم: ظاهر، موفقیت و موقعیت اجتماعی یا شخصیت و وفاداری؟
آیا تجربهای از گذشته دارم که یادآوری آن بتواند در بحران امروز به من امید و قوت بدهد؟
وقتی با ترس یا اندوه روبهرو میشوم، چگونه میتوانم رابطهای صادقانهتر با خداوند داشته باشم؟
چه تفاوتی میان اعتماد به خداوند و تلاش برای کنترل نتیجه دعاها و تصمیمها وجود دارد؟
در خانواده، محیط کار یا کلیسا چگونه میتوانیم فضایی ایجاد کنیم که افراد بتوانند بدون ترس از قضاوت، درباره ضعفها و مشکلات خود صحبت کنند؟
منابع کتابمقدسی
- اول سموئیل ۹:۲؛ ۱۳؛ ۱۵؛ ۱۶:۱–۱۳؛ ۱۷:۱–۵۰
- دوم سموئیل ۱۵–۱۸
- روت ۴:۱۷–۲۲
- تثنیه ۸
- امثال ۴:۲۳
- مزامیر ۳، ۵۶ و ۶۳
منابع دانشگاهی و مطالعات تکمیلی
- Walter Brueggemann, First and Second Samuel (1990).
- Robert Alter, The David Story: A Translation with Commentary of 1 and 2 Samuel (1999).
- Walter Brueggemann, The Message of the Psalms: A Theological Commentary (1984).
- John Goldingay, Psalms, Volumes 1–3 (2006–2008).
- Eugene H. Peterson, Leap Over a Wall: Earthy Spirituality for Everyday Christians (1997).


