تاب‌آوری ۲: باغ عدن و قلب انسان

‏ چرا همیشه به دنبال آرامش و امنیت هستیم؟

‏گاهی تصور می‌کنیم اگر شرایط زندگی‌مان تغییر کند، سرانجام آرام خواهیم گرفت.

‏اگر شغل بهتری پیدا کنیم، اگر مشکلات مالی برطرف شوند، اگر مهاجرت کنیم، اگر رابطه‌ای محبت‌آمیز داشته باشیم یا به موفقیتی که مدت‌ها انتظارش را کشیده‌ایم برسیم، شاید دیگر چیزی کم نداشته باشیم.

‏اما چرا گاهی پس از رسیدن به خواسته‌هایمان، دوباره احساس ناآرامی می‌کنیم؟

‏آیا آرامشی وجود دارد که تنها به شرایط بیرونی وابسته نباشد؟

‏برای بررسی این پرسش از دیدگاه الهیات مسیحی، باید به آغاز روایت کتاب مقدس بازگردیم؛ به باغ عدن، جایی که داستان رابطه انسان با خدا، آفرینش و دیگران آغاز می‌شود.

‏باغ عدن؛ فراتر از یک باغ

‏در پیدایش ۲:۸–۱۵ می‌خوانیم که خداوند باغی در عدن فراهم کرد و انسان را در آن قرار داد تا آن را کار کند و نگاه دارد.

‏انسان در این روایت موجودی بی‌هدف یا بی‌مسئولیت نیست. او برای زندگی، رابطه و مشارکت در نگهداری آفرینش آفریده شده است.

‏در پیدایش ۲:۱۸ نیز خداوند می‌گوید تنها بودن انسان نیکو نیست. این آیه نشان می‌دهد که رابطه با دیگری جایگاهی مهم در روایت آفرینش دارد.

‏فیلیس تریبل، پژوهشگر عهد عتیق، در کتاب God and the Rhetoric of Sexuality، فصل «A Love Story Gone Awry»، پیدایش ۲ و ۳ را با توجه به روابط انسانی و دگرگونی آن‌ها بررسی می‌کند. این فصل از صفحه ۷۲ آغاز می‌شود. کتاب او در فهرست منابع درسی دانشگاه اوپسالا نیز قرار دارد.

‏در یک خوانش الهیاتی مسیحی، باغ عدن می‌تواند تصویری از زندگی انسان در رابطه با خدا و هماهنگی با آفرینش باشد.

‏اما این هماهنگی چگونه دگرگون شد؟

‏وقتی ترس وارد رابطه شد

‏در پیدایش ۳، انسان برخلاف فرمان خدا عمل می‌کند. پس از آن، آدم و حوا برهنگی خود را درمی‌یابند و از حضور خدا پنهان می‌شوند.

‏آدم در پیدایش ۳:۱۰ می‌گوید که ترسیده است.

‏این نکته قابل‌توجه است: در روایت پیدایش، ترس و پنهان‌شدن پس از نافرمانی انسان ظاهر می‌شوند.

‏رابطه‌ای که پیش‌تر با حضور و گفت‌وگو توصیف می‌شد، اکنون با شرم، ترس و پنهان‌کاری همراه شده است.

‏در الهیات مسیحی، این بخش از پیدایش برای توضیح گناه و گسست رابطه انسان با خدا اهمیت اساسی دارد.

‏بااین‌حال، نباید نتیجه گرفت که تمام ترس‌ها، اضطراب‌ها یا بیماری‌های انسان امروز نتیجه مستقیم گناه شخصی او هستند. خود عیسی در یوحنا ۹:۱–۳، چنین رابطه ساده‌ای میان رنج و گناه شخصی را رد می‌کند.

‏انسان به دنبال عدن گمشده

‏تصور کن انسانی سال‌ها در ناامنی زندگی کرده است. شاید با خود بگوید: «اگر به کشور دیگری بروم، دیگر نگران نخواهم بود.»

‏شخص دیگری ممکن است فکر کند: «اگر پول کافی داشته باشم، دیگر نمی‌ترسم.»

‏و فردی دیگر امیدوار باشد که یک رابطه عاطفی، احساس تنهایی او را برای همیشه از میان ببرد.

‏این خواسته‌ها به‌خودی‌خود اشتباه نیستند. امنیت، محبت، کار، خانه و روابط سالم، نیازها و بخش‌های ارزشمند زندگی انسانی‌اند.

‏اما پرسش مهم این است: آیا چیزی که امروز به ما امنیت می‌دهد، می‌تواند سرچشمه نهایی امید و هویت ما نیز باشد؟

‏می‌توان از تصویر «عدن گمشده» به‌عنوان استعاره‌ای الهیاتی استفاده کرد: انسان در جست‌وجوی آرامش، تعلق و زندگی‌ای است که از گسست و ناامنی رها باشد.

‏البته کتاب پیدایش مستقیماً ادعا نمی‌کند که تمام نارضایتی‌های روان‌شناختی انسان از خاطره‌ای ناخودآگاه درباره باغ عدن ناشی می‌شوند. این تصویر، راهی برای تأمل الهیاتی درباره نیازهای عمیق انسان است، نه یک نظریه علمی اثبات‌شده.

‏عدن‌های جایگزین؛ وقتی چیزهای خوب جای خدا را می‌گیرند

‏گاهی مسئله این نیست که ما چیز بدی می‌خواهیم؛ مسئله این است که از چیزی خوب، انتظار نجات نهایی داریم.

‏پول، موفقیت، ازدواج، مهاجرت و موقعیت اجتماعی می‌توانند ارزشمند باشند، اما هیچ‌کدام تضمین نمی‌کنند که زندگی بدون رنج یا ناامنی خواهد شد.

‏در متی ۶:۱۹–۲۱، عیسی درباره گنج‌های زمینی و آسمانی سخن می‌گوید و رابطه میان گنج انسان و دل او را مطرح می‌کند.

‏در متی ۶:۲۴ نیز درباره امکان‌ناپذیربودن خدمت هم‌زمان به خدا و مال هشدار می‌دهد.

‏این تعلیم به معنای بی‌ارزش‌بودن پول یا دارایی نیست. مسئله، جایگاهی است که آن‌ها در زندگی انسان پیدا می‌کنند.

‏برای مثال، داشتن امنیت مالی خوب است؛ اما اگر تمام هویت و امید ما تنها به ثروت وابسته شود، از دست‌دادن آن می‌تواند تمام معنای زندگی‌مان را متزلزل کند.

‏از این منظر، «عدن‌های جایگزین» نامی استعاری برای چیزهایی است که از آن‌ها انتظار آرامش و نجات نهایی داریم، درحالی‌که توان برآورده‌کردن چنین انتظاری را ندارند.

‏آیا خدا وعده زندگی بدون آشوب داده است؟

‏جان دی. لونسون، پژوهشگر کتاب مقدس عبری، در کتاب Creation and the Persistence of Evil به مسئله آفرینش، نظم و تداوم شرارت می‌پردازد.

‏در این رویکرد، موضوع آفرینش تنها به آغاز جهان محدود نیست؛ بلکه پرسش از نظم الهی در جهانی که آشوب و شرارت همچنان در آن حضور دارند نیز اهمیت دارد. این کتاب از منابع معرفی‌شده در مطالعات عهد عتیق دانشگاه اوپسالا است.

‏این بحث به ما کمک می‌کند پرسش خود را دقیق‌تر مطرح کنیم: آیا حضور رنج به معنای غیبت کامل کار خداست؟

‏کتاب مقدس به ما اجازه نمی‌دهد پاسخ ساده‌ای به تمام رنج‌های جهان بدهیم. اما در روایت گسترده آن، امید به خدا در میان آشوب و انتظار رهایی جایگاه مهمی دارد.

‏از باغ عدن تا آفرینش تازه

‏داستان کتاب مقدس با اخراج انسان از باغ عدن پایان نمی‌یابد.

‏در مکاشفه ۲۱:۱–۵، یوحنا تصویری از آسمان و زمین تازه ارائه می‌دهد؛ جایی که خدا با انسان‌ها ساکن می‌شود و مرگ، ماتم و درد پایان می‌یابند.

‏در مکاشفه ۲۲:۱–۵، دوباره درخت حیات ظاهر می‌شود؛ تصویری که خواننده را به آغاز کتاب پیدایش بازمی‌گرداند.

‏این پیوند در خوانش مسیحی کتاب مقدس اهمیت دارد: امید نهایی تنها بازگشت به گذشته نیست، بلکه انتظار آفرینش تازه خداست.

‏تاب‌آوری مسیحی از همین امید نیرو می‌گیرد؛ از این باور که رنج و گسست، پایان نهایی داستان خدا درباره آفرینش نیستند.

‏برای تأمل در زندگی روزانه

‏از خود بپرس:

‏«من آرامش و امنیت نهایی خود را در چه چیزی جست‌وجو می‌کنم؟ آیا چیزی خوب در زندگی‌ام به تنها سرچشمه امید و هویتم تبدیل شده است؟»

‏این پرسش برای محکوم‌کردن خواسته‌های طبیعی انسان نیست، بلکه فرصتی برای شناخت عمیق‌تر رابطه ما با خداست.

‏پیام اصلی مقاله: انسان در روایت کتاب مقدس برای رابطه با خدا، دیگران و آفرینش معرفی می‌شود. امید مسیحی تنها به بهبود شرایط کنونی وابسته نیست؛ بلکه به وفاداری خدا و وعده آفرینش تازه پیوند دارد.

‏منابع و مراجع 

‏کتاب مقدس: پیدایش ۲–۳؛ خروج ۲۰:۳؛ متی ۶:۱۹–۲۴؛ یوحنا ۹:۱–۳؛ مکاشفه ۲۱–۲۲.

‏منابع دانشگاهی:

  1. ‏Trible, Phyllis. (1978). God and the Rhetoric of Sexuality. Fortress Press. فصل A Love Story Gone Awry، از ص. ۷۲. درباره روابط انسانی در روایت پیدایش ۲–۳.

  2. ‏Levenson, Jon D. (1994). Creation and the Persistence of Evil: The Jewish Drama of Divine Omnipotence. Princeton University Press. درباره آفرینش، نظم و تداوم شرارت.